درد هایم را برایت گفته ام
بشنو اکنون این سکوت تلخ را

نظرات شما عزیزان:
علی 
ساعت23:14---24 ارديبهشت 1391
مرسی نیلوفر جان وبت خیلی عالیه دوست عزیز مرسی از نظرت تو وبلاگم تو رو تو این صفحه لینگ کردمhttp://jeghili.eshgh.loxblog.com/ تازه این وبلاگم رو ساختم
m*o*e*i*n 
ساعت11:26---6 ارديبهشت 1391
ایول دختر عجب وبلاگی داری خیلی باحاله اگه دوست داشتی به وبلاگ منم یه سر بزن خوشحال میشم راستی اگه اومدی نظر یادت نره؟
zamand 
ساعت19:49---2 ارديبهشت 1391
سنگینی
باری که خداوند بر روی دوش ما می گذارد
آنقدر نیست که کمرمان را خرد
کند،
آنقدر است که ما را برای دعا کردن به زانو در آورد
امیــــــرشـــــیما 
ساعت15:21---31 فروردين 1391
ســـــــــــــلام دوســــت گــــلــم وب عالـــی داری خوشـــحـال میـشـم بـه وب ماهــم یه ســـربـزنی چــــت روم امیِــــرشــــــیمــا هـــــم درســـــت شـد و آدرســـــش تــویـه وبـ گذاشـــــته اس دوســـــت داشــــتـــیـــن بــه چـــــت روم هـــم ســربـزنیــد مکانــی خوب و دوســــت داشتـــنی برای دوســــت یــــابــی و خـوش گــــذرانی تمـــام دوستــــان لوکــس بلاگــــ هستـــن پــــس شـــما هــم بـــیـــایــن منـتـظـرتـــــــون هستـــم بــای
s 
ساعت10:40---31 فروردين 1391
mahan 
ساعت20:22---29 فروردين 1391
ای کاش احساسم گلی می بود ، میریخت عطرش را به دامانت
یا مثل یک پروانه پر میزد ، رقصان به روی طاق ایوانت
.
ای کاش احساسم کبوتر بود ، بر بام قلبت آشیان میکرد
از دست تو یک دانه برمیچید ، عشقی به قلبت میهمان میکرد
.
ای کاش احساسم درختی بود ، تو در پناه سایه اش بودی
یا مثل شمعی در شبت میسوخت ، تو مست در میخانه اش بودی
.
ای کاش احساسم صدایی داشت ، از حال و روزش با تو دم میزد
مثل هزاران دانه برفی ، سرما به جان دشت غم میزد
.
ای کاش احساسم هویدا بود ، در بستر قلبم نمی آسود
یا در سیاهی دو چشمانم ، خاموش نمیگشت و نمی آلود
.
ای کاش احساسم قلم میگشت ، تا در نهایت جمله ای میشد
یعنی که “دوستت دارم”ی میگشت ، تا معنی احساس من میشد
sepehr 
ساعت19:23---29 فروردين 1391
در فراقت آهنگ قلبم در غم است / بی صدا می خندم اما روزگارم درهم است .